عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

43

كشف الحقايق ( فارسى )

فصل در بيان سخن اهل شريعت در آنكه عالم را بچه طريق پيدا آورد « 1 » و در بيان ترتيب موجودات بدانكه اهل شريعت مىگويند كه اول چيزى كه خدا بيافريد جوهرى بود چنان كه مىفرمايد : « اول ما خلق الله الدرة » و بزرگى آن جوهر را جز خدا كسى ديگر نداند و چون خواست كه اين عالم را بيافريند به آن جوهر نظر كرد آن جوهر آب شد و به جوش آمد و از جوشيدن آب كفك و بخار بر روى آن آب پديد آمد و كفك بر روى آب قرار گرفت و بخار روى به بالا نهاد و خداى تعالى از آن كفك زمين را بيافريد يك‌پاره آنگاه آن يك‌پاره را هفت قسمت كرد و سطبرى هر قسمتى پانصد سال راه كرد و گشادگى ميان هر قسمتى پانصد سال و اين جمله را كه گفته شد در دو روز بود يكشنبه و دوشنبه چنان كه مىفرمايد : خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ « 2 » و چون زمين متحرك بود و بر روى آب قرار نمىگرفت آنگاه خداى تعالى كوهى بيافريد از زمرد سبز و گرد زمين درآورد و كوه را كوه قاف گويند اينست معنى ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ « 3 » و در زمين كوههاى ديگر بيافريد و جمله را به كوه قاف متصل كرد چنان كه چيزى را به چيزى ميخ دوز كنند اينست معنى وَ الْجِبالَ أَوْتاداً « 4 » و در بعضى كوهها چشمه‌ها و جويها و رود خانه‌ها روان گردانيد و نبات و اشجار برويانيد و ارزاق حيوانات پيش از حيوانات پديد آمد و روزيها را جمله مقرر كرد تا حريص و قانع جمله برابر باشند و اين جمله در دو روز دگر بود روز سه‌شنبه و چهارشنبه كه با دو روز اول چهار روز باشد چنان كه مىفرمايد : وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فِيها وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِينَ « 5 » آنگاه از آن بخار كه روى به بالا نهاده بود آسمان را پيدا آورد يك‌پاره آنگاه آن يك‌پاره را به هفت قسم كرد و سطبرى هر قسمتى پانصدساله راه كرد و گشادگى ميان هر قسمتى پانصدساله

--> ( 1 ) - در بيان سخن اهل شريعت در بيان آنكه حضرت عزت عالم را بچه طريق پيدا كرد . الخ ( 2 ) - حم سجده 8 ( 3 ) - ق 1 ( 4 ) - نبأ 7 ( 5 ) - حم سجده 9